محمد تقي جعفري

167

ترجمه و تفسير نهج البلاغه ( فارسي )

قرار گرفتن آن دو صنف پس از تحرك با عامل جنسى بنام عشق و علاقه حقيقى . تا آنجا كه برخى از روانشناسان و روانپزشكان اين تشبيه را در بارهء امكان هماهنگى منطقى مرد و زن بيان كرده‌اند : « احتمال هماهنگى منطقى و همه جانبهء يك مرد و زن بعنوان دو همسر همان مقدار است كه يك سيب را دو نصف كنند و هر يك از آن دو را به گوشه اى از يك جنگل بسيار وسيع بيندازند ، آن گاه بادى بوزد و اين دو نصف سيب را بهم بپيوندد چهارده - رقابت و تضاد آدمى با خويشتن با اشكالى گوناگون ، بدون توجه به اين كه اين رقابت و تضاد همواره بجاى اين كه سازنده باشد ، كشنده بوده است . پانزده - منتفى شدن احساس هر گونه وحدت عالى در شئون حياتى و روانى كه تحول شخصيت به خودهاى بيرنگ و بىاصل را نتيجه مىدهد . شانزده - ناتوانى اسفانگيز صاحبنظران علوم انسانى از تحقيقات كافى در بارهء حيات روانى انسانها با حفظ وحدت اين پديدهء . بعنوان مثال : تحقيقات بسيار دامنه دار در بارهء غريزه جنسى ، كاوشهاى فراوان در بارهء تفكرات منطقى ، تلاشهاى زياد براى توصيف و تفسير اراده ، دقت كاريهاى بسيار قابل توجه در بارهء هر يك از هوش ، تداعى معانى ، تجسيم ، ابعاد حقوقى ، وضع اقتصادى ، تأثير و تاثرات سياسى ، فعاليتهاى هنرى و صدها پديدهء ديگر كه از مختصات حيات روانى انسانها است . هر يك از اين مختصات را مرزبندى نموده گوئى آنها اشتراكى در يك وحدت عالى ندارند ، مورد تحقيق و تجربه قرار مىدهند ، غافل از اين كه حيات روانى انسانها باضافهء آن واحد - هاى تجربه اى قرار دادى يك وحدت بسيار عالى دارد كه با همان وحدتش مىتواند در مسير تحول تكاملى بجريان بيفتد ، نه با اجزاء گسيخته از همديگر كه به مجرد گسيخته شدن حيات روانى را از دست مىدهند ( 1 ) شانزده - تحول

--> ( 1 ) اين گونه معرفتهاى تجزيه اى شبيه به اين است كه ماهى را از آب بيرون آوريد ، سپس آن را قطعه قطعه كرده در تاوه اى كه روى آتش گذاشته‌ايد ، قطعات ماهى را براى شناخت ماهى مورد مطالعه قرار بدهيد